Image and video hosting by TinyPic

گفتی بگو عزیز دلم کو مجال کو        رویای من بدون نگاهت خیال کو...

سلام عزیز دل....

دوباره من و شب و خیال تو...یادت می اید میخواندی :

                                             خیالت دلبرا نازنین یارا      چراغان می کند خانه ما را

                                            شبانگاهان که بی تابم برای تو   خوشم با گریه کردن در هوای تو

امشب هم گریه مجال نمی دهد،هی تار می شود این نوشته های لعنتی...لعنتی...لعنتی...هی می گیرد راه گلو با این بغض لعنتی...لعنتی...لعنتیییی.... .دلم عجیب گرفته عزیز دل.دیگر حتی انقدر ساده نیستم که با چند بار تار شدن دنیا و خیس شدن دفترو سیاهییه سفیدیه دستمال ها دلم , دل نازک ناماندگارم ....ای بگذریم عزیز دل که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.

تو هم که باشی و دلم هم که نگیرد،باز هم تا اخر دنیا من....منم!

اولین روز زمستان.

/ 1 نظر / 15 بازدید
مهران

سلام. سلام امروز من با توست تو که لعنت کرده ای تمامی کلمات را و دل سپرده ای به آخرين ستاره که چشمک بزند يا نه! سلام سلام امروزم به توست تو سارای قصه ها قصه های لعنتی نمی دانم... سلام سلام امروز من به توست تو که گفتی امروز شعرت می آيد شعرهای لعنتی سلام سلام امروز من به توست که همه اش در اين انتظار پوسيدي كه باد كليد رهايي ات را آورد و اندازد به دامانت كليد لعنتي سلام سلام امروز من به تو من من لعنت شده من لعنتي من ................................. ديگر اينقدر سياه بر اين سفيدي ننويس.